رساله توضیح المسائل

رساله توضیح المسائل مرجع عالیقدرحضرت آیة اللّه العظمى امام خمینی(ره)

تهیّه وتنظیم الکترونیکی درمؤسّسه فرهنگی هُدی رایانه

توسّط حجّة الاسلام حاج سیّدمحمدباقری پور

تلفن : 7682077(0511)

همراه : 09155819230

پست الکترونیکی : hodarayaneh@gmail.com

مقدمه و احکام تقلید

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم


محضر مبارک سیدناالاستاذ الاعظم حضرت آیت الله العظمى امام خمینى ـ مدّ ظلّه العالى ـ

با اهداء سلام و تحیّات وافره
احتراماً به استحضار شریف مى رساند حسب ارادهء مطاع حضرت عالى , به پیشنهـاد حجـت الاسلام آقاى حاج شیخ عبدالعلى قرهى ـدامت افاضاته ـاینجانبان مفـاد محتویات رسالهء شریفه توضیح المسائل را حرفیاً بررسى نموده ,بافتاوى حضرت عالى در کتاب تحریرالوسیله ودر کتاب حاشیهء <العروةالوثقى >ودر بعض مسائل با جواب استفتاءات که در سابق به نظر دقیق مبارک شمارسیده تطبیق نمودیم , که در موارد زیادى برخورد به وجود اشتباه در رساله ,توضیح شده به تصحیح و اصلاح انجامید.
امید است این خدمت ناچیز مرضىّ عندالله تعالى ومورد پسند حضرت بقیةالله ـارواحنافداه ـ و مورد قبول و موافقت نظر مبارک قرار گیرد, عمل به رسالهء شریفه توضیح المسائل با تصحیح انجام شده مجزى و مبرى ذمّه مکلّفین وموجب تقرّب الى الله تعالى باشد.
امضاءکنندگان : 1ـ سید عباس خاتم 2ـ سید جعفر کریمی 3ـ عبدالعلی قرهی
نام کتاب : رساله امام خمینی
انتشارات : نشر روح
قم ـ خیابان ارم ـ تلفن 741639

بِسمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم


<اَلْحَمْدُ للهِِ رَب ِّالْعالَمین َ, وَالصَّلاةُ وَالسَّلامُ عَلى خَیْرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرین َ, وَ لَعْنَةُ اللّه ِ عَلى اَعْدائِهِم اَجْمَعینِ اِلى یَوْم الدّین ِ>.

احکام تقلید

مسألهء 1ـ عقیدهء مسلمان به اصول دین باید از روى دلیل باشد, ولى دراحکام غیر ضرورى دین باید یا مجتهد باشد که بتواند احکام را از روى دلیل به دست آورد, یا از مجتهد تقلید کند یعنى به دستور او رفتار نماید, یا از راه احتیاط طورى به وظیفهء خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است , مثلاً اگر عده اى از مجتهدین عملى را حرام مى دانند و عدّهء دیگر مى گویندحرام نیست آن عمل را انجام ندهد, و اگر عملى را بعضى واجب و بعضى مستحب مى دانند آن را به جا آورد, پس کسانى که مجتهد نیستند و نمى توانند به احتیاط عمل کنند واجب است از مجتهد تقلید نمایند.
مسألهء2ـ تقلید در احکام , عمل کردن به دستور مجتهد است , و از مجتهدى باید تقلید کرد که مرد و بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامى و حلال زاده و زنده وعادل باشد. و نیز بنابر احتیاط واجب باید از مجتهدى تقلید کرد که حریص به دنیانباشد و از مجتهدین دیگر اعلم باشد, یعنى در فهمیدن حکم خدا از تمام مجتهدین زمان خود استادتر باشد.
مسألهء3ـ مجتهد و اعلم را از سه راه مى توان شناخت :
اوّل : آنکه خود انسان یقین کند, مثل آنکه ازاهل علم باشد و بتواند مجتهدو اعلم را بشناسد.
دوّم : آن که دو نفر عالم عادل که مى توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند مجتهد بودن یا اعلم بودن کسى را تصدیق کنند, به شرط آن که دو نفر عالم عادل دیگر باگفته آنان مخالفت ننمایند.
سوّم : آن که عده اى از اهل علم که مى توانند مجتهد و اعلم را تشخیص دهند, و ازگفتهء آنان اطمینان پیدا مى شود, مجتهد بودن یا اعلم بودن کسى را تصدیق کنند.
مسألهء4ـ اگر شناختن اعلم مشکل باشد به احتیاط واجب , باید از کسى تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد, بلکه اگر احتمال ضعیفى هم بدهد که کسى اعلم است و بداند دیگرى از او اعلم نیست به احتیاط واجب باید از اوتقلید نماید و اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوى باشندباید از یکى از آنان تقلید کند.
مسألهء5ـ به دست آوردن فتوى , یعنى دستور مجتهد چهار راه دارد:
اوّل : شنیدن از خود مجتهد. دوّم : شنیدن از دو نفر عادل که فتواى مجتهدرا نقل کنند. سوّم : شنیدن از کسى که مورد اطمینان و راستگوست .چهارم : دیدن در رسالهء مجتهد در صورتى که انسان به درستىِ آن رساله اطمینان داشته باشد.
مسألهء6ـ تا انسان یقین نکندکه فتواى مجتهد عوض شده است مى تواند به آنچه در رساله نوشته شده عمل نماید, و اگر احتمال دهد که فتواى او عوض شده جستجو لازم نیست .
مسألهء7ـ اگر مجتهد اعلم در مسأله اى فتوى دهد, مقلد آن مجتهد, یعنى کسى که از او تقلید مى کند نمى تواند در آن مسأله به فتواى مجتهد دیگر عمل کند, ولى اگر فتوى ندهد و بفرماید احتیاط آن است که فلان طور عمل شود, مثلاًبفرماید احتیاط آن است که در رکعت سوم و چهارم نماز سه مرتبه تسبیحات اربعه ; یعنى <سُبْحان َاللهِ وَالْحَمْدُ للهِِ وَ لا اِلهَ اِلاّاللهُ وَاللهُ اَکْبَر>بگویند, مقلد باید یا به این احتیاط که احتیاط واجبش مى گویند عمل کند و سه مرتبه بگوید, یا بنابراحتیاط واجب به فتواى مجتهدى که علم او از مجتهد اعلم کمتر و از مجتهدهاى دیگربیشتراست عمل نماید, پس اگراویک مرتبه گفتن را کافى بداند مى تواند یک مرتبه بگوید و همچنین است اگر مجتهد اعلم بفرماید مسأله محل تأمل یامحل اشکال است .
مسألهء8ـ اگر مجتهد اعلم بعد از آن که در مسأله فتوى داده احتیاط کندـمثلاً بفرماید ظرف نجس را که یک مرتبه در آب کر بشویند پاک مى شود, اگرچه احتیاط آن است که سه مرتبه بشویند,ـ مقلد او نمى تواند در آن مسأله به فتواى مجتهد دیگرى رفتار کند, بلکه باید یا به فتوى عمل کند, یا به احتیاط بعداز فتوى که آن را احتیاط مستحب مى گویند عمل نماید. مگر آنکه فتواى آن مجتهد نزدیکتر به احتیاط باشد.
مسألهء9ـ تقلید میّت ابتداءً جایز نیست , ولى بقاء بر تقلید میّت اشکال ندارد و باید بقاء بر تقلید میّت به فتواى مجتهد زنده باشد و کسى که در بعضى ازمسائل به فتواى مجتهدى عمل کرده , بعد از مردن آن مجتهد مى تواند در همه مسائل از او تقلید کند.
مسألهء10ـ اگر در مسأله اى به فتواى مجتهدى عمل کند, و بعد از مردن اودر همان مسأله به فتواى مجتهد زنده رفتار نماید, دوباره نمى تواند آن را مطابق فتواى مجتهدى که از دنیا رفته است انجام دهد. ولى اگر مجتهد زنده درمسأله اى فتوى ندهد و احتیاط نماید و مقلد مدتى به آن احتیاط عمل کند,دوباره مى تواند به فتواى مجتهدى که از دنیا رفته عمل نماید. مثلاً اگر مجتهدى گفتن یک مرتبه <سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُ للهِِ وَلا اِلهَ اِلاّ اللهُ وَللهُ اَکْبَر>را در رکعت سوم و چهارم نماز کافى بداند و مقلد مدتى به این دستور عمل نماید و یک مرتبه بگوید, چنانچه آن مجتهد از دنیا برود و مجتهد زنده احتیاط واجب را در سه مرتبه گفتن بداند و مقلد مدتى به این احتیاط عمل کند و سه مرتبه بگوید دوباره مى تواند به فتواى مجتهدى که از دنیا رفته برگردد و یک مرتبه بگوید.
مسألهء11ـ مسائلى را که انسان غالباً به آنها احتیاج دارد واجب است یادبگیرد.
مسألهء12ـ اگر براى انسان مسأله اى پیش آید که حکم آن را نمى داند,مى تواند صبر کند تا فتواى مجتهد اعلم را به دست آورد, یا اگر احتیاط ممکن است به احتیاط عمل نماید بلکه اگر احتیاط ممکن نباشد چنانچه از انجام عمل محذورى لازم نیاید, مى تواند عمل را به جا آورد. پس اگر معلوم شد که مخالف واقع یا گفتار مجتهد بوده دوباره باید انجام دهد.
مسألهء13ـ اگر کسى فتواى مجتهدى را به دیگرى بگوید. چنانچه فتواى آن مجتهد عوض شود لازم نیست به او خبر دهد که فتوى عوض شده ولى اگر بعد ازگفتن فتوى بفهمد اشتباه کرده در صورتى که ممکن باشد باید اشتباه را برطرف کند.
مسألهء14ـ اگر مکلّف مدتى اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد درصورتى اعمال او صحیح است که بفهمد به وظیفهء واقعى خود رفتار کرده است ,یا عمل او با فتواى مجتهدى که وظیفه اش تقلید از او بوده , یا با فتواى مجتهدى که فعلاً باید از او تقلید کند مطابق باشد.

 

احکام و مسائل آبها



 

آب مطلق و مضاف

مسألهء15 ـ آب یا مطلق است یا مضاف : آب مضاف آبى است که آن را ازچیزى بگیرند, مثل آب هندوانه و گلاب , یا با چیزى مخلوط باشد, مثل آبى که به قدرى با گل و مانند آن مخلوط شود که دیگر به آن آب نگویند, و غیر اینها آب مطلق است , و آن بر پنج قسم است :
اوّل : آب کر. دوّم : آب قلیل . سوّم : آب جارى . چهارم : آب باران . پنجم :آب چاه .



1 ـ آب کُـر

مسألهء16 ـ آب کُر مقدار آبى است که اگر در ظرفى که درازا و پهنا وگودى آن هر یک سه وجب و نیم است بریزند آن ظرف را پرکند. و وزن آن ازصد و بیست و هشت من تبریز بیست مثقال کمتر است و به حسب کیلوى متعارف بنابر اقرب 377419کیلوگرم مى شود.
مسألهء17ـ اگر عین نجس مانند بول و خون به آب کر برسد چنانچه بواسطهء آن بو یا رنگ یا مزهء آب تغییر کند آب نجس مى شود, و اگر تغییر نکندنجس نمى شود.
مسألهء18ـ اگر بوى آب کر بواسطهء غیر نجاست تغییر کند, نجس نمى شود.
مسألهء19ـ اگر عین نجس مانند خون به آبى که بیشتر از کراست برسد و بویا رنگ یا مزه قسمتى ازآن را تغییر دهد, چنانچه مقدارى که تغییرنکرده کمتر ازکرباشد تمام آب نجس مى شود, و اگر به اندازه کر یا بیشتر باشد فقط مقدارى که بو یارنگ یا مـزهء آن تغییر کرده نجس است .
مسألهء20ـ آب فواره اگر متصل به کُر باشد آب نجس را پاک مى کند. درصورتى که مخلوط با آن شود, ولى اگر قطره قطره روى آب نجس بریزد آن راپاک نمى کند, مگر آن که چیزى روى فواره بگیرند تا آب آن قبل از قطره قطره شدن به آب نجس متصل شود و با آن مخلوط گردد.

 مسألهء21ـ اگر چیز نجس را زیر شیرى که متصل به کُر است بشویند آبى که از آن چیز مى ریزد اگر متصل به کُر باشد و بو یا رنگ یا مزهء نجاست نگرفته باشد
پاک است .
مسألهء22ـ اگر مقدارى از آب کُر یخ ببندد و باقى آن بقدر کُر نباشدچنانچه نجاست به آن برسد نجس مى شود, و هر قدر از یخ هم آب شود نجس است .
مسألهء23ـ آبى که به اندازهء کر بوده , اگر انسان شک کند از کر کمتر شده یانه مثل آب کُر است , یعنى نجاست را پاک مى کند و اگر نجاستى هم به آن برسدنجس نمى شود. و آبى که کمتر از کر بوده و انسان شک دارد به مقدار کر شده یانه حکم آب کر ندارد.
مسألهء24ـ کر بودن آب به دو راه ثابت مى شود:
اوّل : آن که خود انسان یقین کند.
دوّم : آن که دو مردِ عادل خبر دهند.



2ـ آب قـلیـل

مسألهء25ـ آب قلیل آبى است که از زمین نجوشد و از کر کمتر باشد.
مسألهء26ـ اگر آب قلیل روى چیز نجس بریزد یا چیز نجس به آن برسدنجس مى شود, ولى اگر از بالا با فشار روى چیز نجس بریزد مقدارى که به آن چیز مى رسد نجس , و هر چه بالاتر از آن است پاک مى باشد, و نیز اگر مثل فواره با فشار از پایین به بالا رود در صورتى که نجاست به بالا برسد پائین نجس نمى شود و اگر نجاست به پایین برسد بالا نجس مى شود.
مسألهء27ـ آب قلیلى که براى برطرف کردن عین نجاست روى چیز نجس ریخته شود و از آن جدا گردد, نجس است , و همچنین بنابر اقوى باید از آب قلیلى هم که بعد از برطرف شدن عین نجاست , براى آب کشیدن چیز نجس روى آن مى ریزند و از آن جدا مى شود, اجتناب کنند. ولى آبى که با آن مخرج بول وغائط را مى شویند با پنج شرط پاک است :
اوّل : آن که بو یا رنـگ یا مزهء نجاست نگرفته باشـد. دوّم : نجاستـى ازخـارج به آن نرسیده باشـد. سوّم : نجاست دیگـرى مثل خون یا بول , باغائـط بیرون نیامـده باشـد. چهارم : ذرّه هاى غائط در آب پیدا نباشد.پنجم : بیشتر از مقدار معمول , نجاست به اطراف مخرج نرسیده باشد.



3ـ آب جـارى مانند آب چشمه و قنات .

مسألهء28ـ آب جارى آبى است که از زمین بجوشد و جریان داشته باشد
مسألهء29ـ آب جارى اگر چه کمتر از کر باشد, چنانچه نجاست به آن برسدتا وقتى بو یا رنگ یا مزهء آن بواسطهء نجاست تغییر نکرده پاک است .
مسألهء30ـ اگر نجاستى به آب جارى برسد, مقدارى از آن که بو یا رنگ یامزه اش بواسطهء نجاست تغییر کرده نجس است , و طرفى که متصل به چشمه است اگرچه کمتر از کر باشد پاک است . و آبهاى دیگر نهر, اگر به اندازه کر باشد یابواسطهء آبى که تغییر نکرده به آب طرف چشمه متصل باشد, پاک , وگرنه نجس است .
مسألهء31ـ آب چشمه اى که جارى نیست ولى طورى است که اگر از آن بردارند باز مى جوشد, حکم آب جارى دارد. یعنى اگر نجاست به آن رسد, تاوقتى بو یا رنگ یا مزهء آن بواسطهء نجاست تغییر نکرده پاک است .
مسألهء32ـ آبى که کنار نهر, ایستاده و متصل به آب جارى است , حکم آب جارى دارد.
مسألهء33ـ چشمه اى که مثلاً در زمستان مى جوشد و در تابستان ازجوشش مى افتد فقط وقتى که مى جوشد حکم آب جارى دارد.
مسألهء34ـ آب حوض حمام اگرچه کمتر از کر باشد, چنانچه به خزینه اى که آب آن به اندازهء کر است متصل باشد, مثل آب جارى است .
مسألهء35ـ آب لوله هاى حمام که از شیرها و دوشها مى ریزد اگر متصل به کر باشد مثل آب جارى است و آب لوله هاى عمارات اگر متصل به کر باشد درحکم آب کر است .
مسألهء36ـ آبى که روى زمین جریان دارد ولى از زمین نمى جوشد,چنانچه کمتر از کر باشد و نجاست به آن برسد نجس مى شود. اما اگر از بالا بافشار به پایین بریزد, چنانچه نجاست به پایین آن برسد بالاى آن نجس نمى شود.



4ـ آب بـاران

مسألهء37ـ اگر به چیز نجسى که عین نجاست در آن نیست یک مرتبه باران ببارد جائى که باران به آن برسد پاک مى شود. و در فرش و لباس و ماننداینها فشار لازم نیست ولى باریدن دو سه قطره فائده ندارد, بلکه باید طورى باشد که بگویند باران مى آید.
مسألهء38ـ اگر باران به عین نجس ببارد و به جاى دیگر ترشح کند, چنانچه عین نجاست همراه آن نباشد و بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد پاک است .پس اگر باران بر خون ببارد و ترشح کند, چنانچه ذره اى خون در آن باشد, یا آن که بو یا رنگ یا مزهء خون گرفته باشد نجس مى باشد.
مسألهء39ـ اگر بر سقف عمارت یا روى بام آن عین نجاست باشد, تا وقتى باران به بام مى بارد آبى که به چیز نجس رسیده و از سقف یا ناودان مى ریزدپاک است . و بعد از قطع شدن باران اگر معلوم باشد آبى که مى ریزد به چیز نجس رسیده است , نجس مى باشد.
مسألهء40ـ زمین نجسى که باران بر آن ببارد پاک مى شود. و اگر باران برزمین جارى شود و به جاى نجسى که زیر سقف است برسد, آن را نیز پاک مى کند.
مسألهء41ـ خاک نجسى که به واسطهء باران گِل شود و آب آن را فراگیردپاک است , اما اگر فقط رطوبت به آن برسد پاک نمى شود.
مسألهء42ـ هرگاه آب باران در جایى جمع شود اگر چه کمتر از کر باشدچنانچه موقعى که باران مى آید, چیز نجسى را در آن بشویند و آب , بو یا رنگ یامزهء نجاست نگیرد, آن چیز نجس پاک مى شود.
مسألهء43ـ اگر بر فرش پاکى که روى زمین نجس است باران ببارد, و برزمین نجس جارى شود, فرش نجس نمى شود و زمین هم پاک مى گردد.



5ـ آب چـاه

مسألهء44ـ آب چاهى که از زمین مى جوشد, اگرچه کمتر از کر باشدچنانچه نجاست به آن برسد, تا وقتى بـو یا رنگ یا مزهء آن بواسطـهء نجاست تغییر نکرده پاک است , ولـى مستحب است پس از رسیدن بعضى از نجاستها,مقدارى که در کتابهاى مفصل گفته شده , از آب آن بکشند.
مسألهء45ـ اگر نجاستى در چاه بریزد و بو یا رنگ یا مزهء آب آن را تغییردهد, چنانچه تغییر آب چاه از بین برود, موقعى پاک مى شود که با آبى که از چاه مى جوشد مخلوط گردد.
مسألهء46ـ اگر آب باران یا آب دیگر, در گودالى جمع شود و کمتر از کرباشد, چنانچه بعد از قطع شدن باران , نجاست به آن برسد, نجس مى شود.



احـکام آبـهـا

مسألهء47ـ آب مضاف که معنى آن گفته شد, چیز نجس را پاک نمى کند,وضو و غسل هم با آن باطل است .
مسألهء48ـ اگر ذره اى نجاست به آب مضاف برسد نجس مى شود, ولى چنانچه از بالا با فشار روى چیز نجس بریزد, مقدارى که به چیز نجس رسیده نجس , و مقدارى که بالاتر از آن است پاک مى باشد. مثلاً اگر گلاب را از گلابدان روى دست نجس بریزند, آنچه به دست رسیده نجس , و آنچه به دست نرسیده پاک است , و نیز اگر مثل فواره با فشار از پایین به بالا برود اگر نجاست به بالابرسد, پائین نجس نمى شود.
مسألهء49ـ اگر آب مضاف نجس , طورى با آب کر یا جارى مخلوط شودکه دیگر آب مضاف به آن نگویند, پاک مى شود.
مسألهء50ـ آبى که مطلق بوده و معلوم نیست مضاف شده یا نه , مثل آب مطلق است , یعنى چیز نجس را پاک مى کند, وضو و غسل هم با آن صحیح است .و آبى که مضاف بوده و معلوم نیست مطلق شده یا نه , مثل آب مضاف است ,یعنى چیز نجس را پاک نمى کند, وضو و غسل هم با آن باطل است .
مسألهء51ـ آبى که معلوم نیست مطلق است یا مضاف , و معلوم نیست که قبلاً مطلق یا مضاف بوده , نجاست را پاک نمى کند, وضو و غسل هم با آن باطل است . ولى اگر به اندازهء کر یا بیشتر باشد و نجاست به آن برسد, حکم به نجس بودن آن نمى شود.
مسألهء52ـ آبى که عین نجاست , مثل خون و بول به آن برسد و بو یا رنگ یا مزهء آن را تغییر دهد اگرچه کر یا جارى باشد نجس مى شود. ولى اگر بو یا رنگ یا مزهء آن بواسطهء نجاستى که بیرون آن است عوض شود, مثلاً مردارى که پهلوى آب است بوى آن را تغییر دهد نجس نمى شود.
مسألهء53ـ آبى که عین نجاست مثل خون و بول در آن ریخته و بو یا رنگ یا مزهء آن را تغییر داده , چنانکه به کر یا جارى متصل شود, یا باران بر آن ببارد, یاباد باران را در آن بریزد, یا آب باران در موقع باریدن از ناودان در آن جارى شود, و تغییر آن از بین برود پاک مى شود. ولى باید آب باران یا کر یا جارى باآن مخلوط گردد.
مسألهء54ـ اگر چیز نجس را در آب کر یا جارى فرو برند, و در چیزهایى که قابل فشار دادن است , مانند فرش و لباس طورى فشار یا در داخل آب حرکت دهند که آب داخل آن خارج شود. چنانچه از چیزهایى باشد که در دفعهء اول پاک مى شود آبى که بعد از بیرون آوردن از آن مى ریزد پاک است . و اگر از چیزهایى باشد که باید دو مرتبه آن را در آب فرو برند تا پاک شود آبى که بعد از دفعهء دوم از آن مى ریزد پاک مى باشد.
مسألهء55ـ آبى که پاک بوده و معلوم نیست نجس شده یا نه , پاک است . وآبى که نجس بوده و معلوم نیست پاک شده یا نه نجس است .
مسألهء56ـ نیم خوردهء سگ و خوک و کافر, نجس و خوردن آن حرام است و نیم خوردهء حیوانات حرام گوشت پاک و خوردن آن مکروه مى باشد.

 

احکام تَخَلّى



بول و غائط کردن

مسألهء57ـ واجب است انسان وقت تخلّى و مواقع دیگر, عورت خود را ازکسانى که مکلفند, اگر چه مثل خواهر و مادر با او محرم باشند, و همچنین ازدیوانه ممیّز و بچه هاى ممیّز که خوب و بد را مى فهمند, بپوشاند ولى زن و شوهرلازم نیست عورت خود را از یکدیگر بپوشانند.
مسألهء58ـ لازم نیست با چیز مخصوصى عورت خود را بپوشاند, و اگرمثلاً با دست هم آن را بپوشاند, کافى است .
مسألهء59ـ موقع تخلّى باید طرف جلوى بدن , یعنى شکم و سینه رو به قبله و پشت به قبله نباشد.
مسألهء60ـ اگر موقع تخلّى طرف جلوى بدن کسى رو به قبله یا پشت به قبله باشد و عورت را از قبله بگرداند کفایت نمى کند, و اگر جلوى بدن او رو به قبله یا پشت به قبله نباشد, احتیاط واجب آن است که عورت را رو به قبله یاپشت به قبله ننماید.
مسألهء61ـ در موقع تطهیرِ مخرجِ بول و غائط, رو به قبله و پشت به قبله بودن اشکالى ندارد ولى اگر در موقع استبراء بول از مخرج بیرون آید در این حال رو به قبله و پشت به قبله حرام است .
مسألهء62ـ اگر براى آن که نامحرم او را نبیند, مجبور شود رو به قبله یاپشت به قبله بنشیند, باید رو به قبله یا پشت به قبله بنشیند, و نیز اگر از راه دیگرناچار باشد که رو به قبله یا پشت به قبله بنشیند مانعى ندارد.
مسألهء63ـ احتیاط واجب آن است که بچه را در وقت تخلّى رو به قبله یاپشت به قبله ننشانند, ولى اگر خود بچه بنشیند, جلوگیرى از او واجب نیست .
مسألهء64ـ در چهار جا تخلّى حرام است :
اوّل : در کوچه هاى بن بست در صورتى که صاحبانش اجازه نداده باشند.
دوّم : در ملک کسى که اجازه تخلّى نداده است .
سوّم : در جایى که براى عدهء مخصوصى وقف شده است مثل بعضى از مدرسه ها.
چهارم : روى قبر مؤمنین در صورتى که بى احترامى به آنان باشد.
مسألهء65ـ در سه صورت , مخرج غائط فقط با آب پاک مى شود:
اوّل : آن که با غائط, نجاست دیگرى مثل خون بیرون آمده باشد.
دوّم : آن که نجاستى از خارج به مخرج غائط رسیده باشد.
سوّم : آن که اطراف مخرج بیشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد, و درغیر این سه صورت مى شود مخرج را با آب شست و یا به دستورى که بعداً گفته مى شود با پارچه و سنگ و مانند اینها پاک کرد, اگر چه شستن باآب بهتر است .
مسألهء66ـ مخرج بول با غیر آب پاک نمى شود, و مردها اگر بعد از برطرف شدن بول یک مرتبه بشویند کافى است , ولى زنها و همچنین کسانى که بولشان از غیر مجراى طبیعى مى آید, احتیاط واجب آن است که دو مرتبه بشویند.
مسألهء67ـ اگر مخرج غائط را با آب بشویند, باید چیزى از غائط در آن نماند, ولى باقى ماندن رنگ و بوى آن مانعى ندارد, و اگر در دفعه اول طورى شسته شود که ذره اى از غائط در آن نماند, دوباره شستن لازم نیست .
مسألهء68ـ هرگاه با سنگ و کلوخ و مانند اینها غائط را از مخرج برطرف کنند, اگرچه پاک شدنش محل تأمّل است ولى نماز خواندن مانعى ندارد وچنانچه چیزى هم به آن برسد نجس نمى شود و ذرّه هاى کوچک و لزوجت محل اشکال ندارد.
مسألهء69ـ لازم نیست با سه سنگ یا سه پارچه مخرج را پاک کنند, بلکه با اطراف یک سنگ یا یک پارچه هم کافى است , بلکه اگر با یک مرتبه هم غائطبرطرف شد کفایت مى کند, ولى اگر با استخوان و سرگین و یا چیزهایى که احترام آنها لازم است مانند کاغذى که اسم خدا بر آن نوشته اگر پاک کند محل را نمازنمى تواند بخواند.
مسألهء70ـ اگر شک کند که مخرج را تطهیر کرده یا نه , اگر چه همیشه بعداز بول یا غائط فوراً تطهیر مى کرده , باید خود را تطهیر نماید.
مسألهء71ـ اگر بعد از نماز شک کند که قبل از نماز مخرج را تطهیر کرده یانه , نمازى که خوانده صحیح است , ولى براى نمازهاى بعد باید تطهیر کند.
اِسْتِبْـراء


 

مسألهء72ـ استبراء عمل مستحبى است که مردها بعد از بیرون آمدن بول انجام مى دهند, و آن داراى اقسامى است , و بهترین آنها این است که بعد از قطع شدن بول , اگر مخرج غائط نجس شده , اول آن را تطهیر کنند, بعد سه دفعه باانگشت میانهء دست چپ از مخرج غائط تا بیخ آلت بکشند و بعد شست را روى آلت و انگشت پهلوى شست را زیر آن بگذارند و سه مرتبه تا ختنه گاه بکشند وپس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند.
مسألهء73ـ آبى که گاهى بعد از ملاعبه و بازى کردن از انسان خارج مى شود و به آن مَذى مى گویند پاک است . و نیز آبى که گاهى بعد از منى بیرون مى آید و به آن وَذى گفته مى شود و آبى که گاهى بعد از بول بیرون مى آید و به آن وَدى مى گویند, اگر بول به آن نرسیده باشد, پاک است . و چنانچه انسان بعداز بول استبراء کند و بعد آبى از او خارج شود و شک کند که بول است یا یکى ازاینها, پاک مى باشد.
مسألهء74ـ اگر انسان شک کند استبراء کرده یا نه , و رطوبتى از او بیرون آید که نداند پاک است یا نه , نجس مى باشد. و چنانچه وضو گرفته باشد باطل مى شود, ولى اگر شک کند استبرایى که کرده درست بوده یا نه , و رطوبتى از اوبیرون آید که نداند پاک است یا نه , پاک مى باشد, وضو را هم باطل نمى کند.
مسألهء75ـ کسى که استبراء نکرده اگر بواسطهء آن که مدتى از بول کردن اوگذشته , یقین کند بول در مجرى نمانده است و رطوبتى ببیند و شک کند پاک است یا نه , آن رطوبت پاک مى باشد, وضو را هم باطل نمى کند.
مسألهء76ـ اگر انسان بعد از بول استبراء کند و وضو بگیرد, چنانچه بعد ازوضو رطوبتى ببیند که بداند یا بول است یا منى , واجب است احتیاطاً غسل کند,وضو هم بگیرد. ولى اگر وضو نگرفته باشد فقط گرفتن وضو کافى است .
مسألهء77ـ براى زن استبراء از بول نیست و اگر رطوبتى ببیند و شک کندپاک است یا نه , پاک مى باشد, وضو و غسل او را هم باطل نمى کند.




مستحبات و مکروهات تخلّى

مسألهء78ـ مستحب است در موقع تخلّى جایى بنشیند که کسى او را نبیند,و موقع وارد شدن به مکان تخلّى , اول پاى چپ و موقع بیرون آمدن , اول پاى راست را بگذارد. و همچنین مستحب است در حال تخلى سر را بپوشاند وسنگینى بدن را بر پاى چپ بیندازد.
مسألهء79ـ نشستن روبروى خورشید و ماه در موقع تخلى , مکروه است ولى اگر عورت خود را به وسیله اى بپوشاند مکروه نیست . و نیز در موقع تخلّى ,نشستن روبروى باد و در جاده و خیابان و کوچه و درب خانه و زیر درختى که میوه مى دهد و چیز خوردن و توقف زیاد و تطهیر کردن با دست راست , مکروه مى باشد. و همچنین است حرف زدن در حال تخلى ولى اگر ناچار باشد, یا ذکرخدا بگوید, اشکال ندارد.
مسألهء80ـ ایستاده بول کردن و بول کردن در زمین سخت , و سوراخ جانوران و در آب , خصوصاً آب ایستاده مکروه است .
مسألهء81ـ خوددارى کردن از بول و غائط, مکروه است . و اگر ضرربرساند باید خوددارى نکند.
مسألهء82ـ مستحب است انسان پیش از نماز و پیش از خواب و پیش ازجماع و بعد از بیرون آمدن منى , بول کند.

 

نـجاسـات

 

مسألهء83ـ نجاسات یازده چیز است : اول بول , دوم غائط, سوم منى ,چهارم مردار, پنجم خون , ششم و هفتم سگ و خوک , هشتم کافر, نهم شراب ,دهم فقّاع , یازدهم عرق شتر نجاست خوار.



1و 2ـ بول و غائط

مسألهء84ـ بول و غائط انسان و هر حیوان حرام گوشتى که خون جهنده دارد که اگر رگ آن را ببرند, خون از آن جستن مى کند, نجس است , ولى فضله ءحیوانات کوچک مثل پشه و مگس که گوشت ندارند پاک است .
مسألهء85ـ فضلهء پرندگان حرام گوشت , نجس است .
مسألهء 86ـ بول و غائط حیوان نجاستخوار, نجس است و همچنین است بول و غائط حیوانى که انسان آن را وطى کرده , یعنى با آن نزدیکى نموده , وگوسفندى که استخوان آن از خوردن شیر خوک , محکم شده است .



3ـ مَـنى

مسألهء87ـ منى حیوانى که خون جهنده دارد, نجس است .



4ـ مـردار

مسألهء88ـ مردار حیوانى که خون جهنده دارد, نجس است , چه خودش مرده باشد یا به غیر دستورى که در شرع معین شده , آن را کشته باشند. و ماهى چون خون جهنده ندارد, اگرچه در آب بمیرد, پاک است .
مسألهء89ـ چیزهایى از مردار که مثل پشم و مو و کرک و استخوان ودندان , روح نداشته اگر از غیر حیوانى باشد که مثل سگ نجس است , پاک مى باشد.
مسألهء90ـ اگر از بدن انسان یا حیوانى که خون جهنده دارد و در حالى که زنده است گوشت یا چیز دیگرى را که روح دارد جدا کنند, نجس است .
مسألهء91ـ پوستهاى مختصر لب و جاهاى دیگر بدن که موقع افتادنشان رسیده اگرچه آنها را بکنند پاک است . ولى بنابر احتیاط واجب باید از پوستى که موقع افتادنش نرسیده و آن را کنده اند اجتناب نمایند.
مسألهء92ـ تخم مرغى که از شکم مرغ مرده بیرون مى آید, اگر پوست روى آن سفت شده باشد, پاک است , ولى ظاهر آن را باید آب کشید.
مسألهء93ـ اگر بره و بزغاله , پیش از آن که علفخوار شوند بمیرند, پنیرمایه اى که در شیردان آنها مى باشد پاک است, ولى ظاهر آن را باید آب کشید.
مسألهء94ـ دواجات روان و عطر و روغن و واکس و صابون که از خارجه مى آورند اگر انسان یقین به نجاست آنها نداشته باشد, پاک است .
مسألهء95ـ گوشت و پیه و چرمى که در بازار مسلمانان فروخته شود پاک است , و همچنین است اگر یکى از اینها در دست مسلمان باشد, ولى اگر بدانند آن مسلمان از کافر گرفته و رسیدگى نکرده که از حیوانى است که به دستور شرع کشته شده یا نه نجس مى باشد.



5ـ خـون

مسألهء96ـ خون انسان و هر حیوانى که خون جهنده دارد, یعنى حیوانى که اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن مى کند, نجس است , پس خون حیوانى که مانند ماهى و پشه خون جهنده ندارد, پاک مى باشد.
مسألهء97ـ اگرحیوان حلال گوشت رابه دستورى که درشرع معین شده بکشند وخون آن به مقدارمعمول بیرون آید, خونى که دربدنش مى ماند,پاک است , ولى اگربه علت نفس کشیدن یا بواسطهء اینکه سر حیوان در جاى بلندى بوده خون به بدن حیوان برگردد, آن خون نجس است .
مسألهء98ـ خونى که در تخم مرغ مى باشد نجس نیست , ولى به احتیاطواجب باید از خوردن آن اجتناب کند, و اگر خون را با زردهء تخم مرغ به هم بزنندکه از بین برود, خوردن زرده هم مانعى ندارد.
مسألهء99ـ خونى که گاهى موقع دوشیدن شیر دیده مى شود نجس است وشیر را نجس مى کند.
مسألهء100ـ خونى که از لاى دندانها مى آید, اگر بواسطهء مخلوط شدن باآب دهان از بین برود, پاک است , و فرو بردن آب دهان در این صورت اشکال ندارد.
مسألهء101ـ خونى که به واسطهء کوبیده شدنِ زیرِ ناخن یا زیرپوست مى میرد, اگر طورى شود که دیگر به آن خون نگویند, پاک است , و اگر به آن خون بگویند در صورتى که ناخن یا پوست سوراخ شود, اگر مشقت ندارد بایدبراى وضو و غسل خون را بیرون آورند و اگر مشقت دارد باید اطراف آن را به طورى که نجاست زیاد نشود, بشویند. و پارچه یا چیزى مثل پارچه بر آن بگذارند و روى پارچه دست تَر بکشند.
مسألهء102ـ اگر انسان نداند که خون , زیر پوست مرده یا گوشت بواسطه ءکوبیده شدن به آن حالت درآمده , پاک است .
مسألهء103ـ اگر موقع جوشیدن غذا ذره اى خون در آن بیفتد, تمام غذا وظرف آن نجس مى شود, و جوشیدن و حرارت و آتش پاک کننده نیست .
مسألهء104ـ زردابه اى که در حال بهبودى زخم در اطراف آن پیدامى شود, اگر معلوم نباشد که با خون مخلوط است , پاک مى باشد.



6و 7ـ سـگ و خـوک

مسألهء105ـ سگ و خوکى که در خشکى زندگى مى کنند حتى مو واستخوان و پنجه و ناخن و رطوبت هاى آنها, نجس است ولى سگ و خوک دریایى پاک است .



8ـ کـافـر

مسألهء106ـ کافر یعنى کسى که منکر خدا است , یا براى خدا شریک قرارمى دهد, یا پیغمبرى حضرت خاتم الاءنبیاء محمدبن عبدالله 9را قبول ندارد, نجس است و همچنین است اگر در یکى از اینها شک داشته باشد و نیز کسى که ضرورى دین یعنى چیزى را که مثل نماز و روزهء مسلمانان جزء دین اسلام مى دانند منکر شود, چنانچه بداند آن چیز ضرورى دین است و انکار آن چیزبرگردد به انکار خدا یا توحید یا نبوت نجس مى باشد. و اگر نداند احتیاطاً باید ازاو اجتناب کرد, گرچه لازم نیست .
مسألهء107ـ تمام بدن کافر, حتى مو و ناخن و رطوبت هاى او نجس است .
مسألهء108ـ اگر پدر و مادر و جدّ بچهء نابالغ کافر باشند آن بچه هم نجس است , و اگر یکى از اینها مسلمان باشد بچه پاک است .
مسألهء109ـ کسى که معلوم نیست مسلمان است یا نه پاک مى باشد. ولى احکام دیگر مسلمانان را ندارد, مثلاً نمى تواند زن مسلمان بگیرد و نباید درقبرستان مسلمانان دفن شود.
مسألهء110ـ اگر مسلمانى به یکى از دوازده امام دشنام دهد, یا با آنان دشمنى داشته باشد, نجس است .



9ـ شــراب

مسألهء111ـ شراب و هر چیزى که انسان را مست مى کند, چنانچه به خودى خود روان باشد نجس است , و اگر مثل بنگ و حشیش , روان نباشد اگرچه چیزى در آن بریزند که روان شود, پاک است .
مسألهء112ـ الکل صنعتى که براى رنگ کردن در و میز و صندلى و ماننداینها بکار مى برند اگر انسان نداند از چیزى که مست کننده و روان است درست کرده اند پاک مى باشد.
مسألهء113ـ اگر انگور و آب انگور به خودى خود جوش بیاید, حرام , ولى نجس نیست مگر آن که معلوم شود که مست کننده است , و اگر به واسطه پختن جوش بیاید خوردنش حرام است ولى نجس نیست .
مسألهء114ـ خرما و مویز و کشمش و آب آنها اگر جوش بیایند پاک , وخوردن آنها حلال است .



10ـ فقّـاع

مسألهء115ـ فقّاع که از جو گرفته مى شود و به آن آبجو مى گویند نجس است , ولى آبى که به دستور طبیب از جو مى گیرند و به آن ماءالشعیر مى گویندپاک مى باشد.



عرق جُنُب از حرام

مسألهء116ـ عرق جنب از حرام , نجس نیست , ولى احتیاط واجب آن است که با بدن یا لباسى که به آن آلوده شده , نماز نخوانند.
مسألهء117ـ اگر انسان در موقعى که نزدیکى با زن , حرام است ـ مثلاً درروزهء ماه رمضان ـ با زن خود نزدیکى کند بنابر احتیاط واجب باید از عرق خود در نماز اجتناب نماید.
مسألهء118ـ اگر جنب از حرام , به واسطه تنگى وقت , عوض غسل , تیمّم نماید و بعد از تیمّم و خواندن نماز عرق کند, بنابر احتیاط واجب باید از عرق خود در نماز اجتناب نماید, ولى اگر بواسطهء عذر دیگر تیمّم کند, اجتناب لازم نیست .
مسألهء119ـ اگر کسى از حرام جنب شود و بعد با حلال خود نزدیکى کندبنابر احتیاط واجب , باید از عرق خود در نماز اجتناب کند, ولى اگر اول با حلال خود نزدیکى کند و بعد از حرام , جنب شود, عرق او وجوب اجتناب ندارد.



11ـ عرق شتر نجاستخوار

مسألهء120ـ عرق شتر نجاستخوار, نجس است , ولى اگر حیوانات دیگر,نجاستخوار شوند از عرق آنها اجتناب لازم نیست .

راه ثابت شدن نجاست و راه نجس شدن چیزهاى پاک و احکام نجاسات



راه ثابت شدن نجاست

مسألهء121ـ نجاست هر چیز از سه راه ثابت مى شود: اول آنکه : خودانسان یقین کند چیزى نجس است , و اگر گمان داشته باشد چیزى نجس است لازم نیست از آن اجتناب نماید. بنابراین غذا خوردن در قهوه خانه و مهمانخانه هایى که مردمان لاابالى و کسانى که پاکى و نجسى را مراعات نمى کنند, در آنها غذامى خورند, اگر انسان یقین نداشته باشد غذایى را که براى او آورده اند نجس است اشکال ندارد. دوم آنکه : کسى که چیزى در اختیار او است بگوید آن چیزنجس است , مثلاً همسر انسان یا نوکر یا کلفت بگوید ظرف یا چیز دیگرى که دراختیار او است نجس مى باشد, سوم آنکه : دو مرد عادل بگویند چیزى نجس است و نیز اگر یک نفر عادل هم بگوید چیزى نجس است , بنابر احتیاط واجب باید ازآن چیز اجتناب کرد.
مسألهء122ـ اگر بواسطهء ندانستن مسأله , نجس بودن و پاک بودن چیزى را نداند, مثلاً نداند عرقِ جنب از حرام پاک است یا نه , باید مسأله را بپرسد, ولى اگر با این که مسأله را مى داند, چیزى را شک کند پاک است یا نه , مثلاً شک کندآن چیز خون است یا نه , یا نداند که خون پشه است یا خون انسان , پاک مى باشد.
مسألهء123ـ چیز نجسى که انسان شک دارد پاک شده یا نه , نجس است ,و چیز پاک را اگر شک کند نجس شده یا نه , پاک است . و اگر هم بتواند نجس بودن یا پاک بودن آن را بفهمد لازم نیست وارسى کند.
مسألهء124ـ اگر بداند یکى از دو ظرف یا دو لباسى که از هر دوى آنهااستفاده مى کند نجس شده , و نداند کدام است , باید از هر دو اجتناب کند, بلکه اگر مثلاً نمى داند لباس خودش نجس شده یا لباسى که هیچ از آن استفاده نمى کندو مال دیگرى است , باز هم احتیاط آن است که از لباس خودش اجتناب نماید,اگرچه لازم نیست .



راه نجس شدن چیزهاى پاک

مسألهء125ـ اگر چیز پاک به چیز نجس برسد و هر دو یا یکى از آنهابطورى تر باشد که ترى یکى به دیگرى برسد, چیز پاک نجس مى شود. و اگرترى به قدرى کم باشد که به دیگرى نرسد, چیزى که پاک بوده نجس نمى شود.
مسألهء126ـ اگر چیز پاکى به چیز نجس برسد و انسان شک کند که هر دویا یکى از آنها تر بوده یا نه , آن چیز پاک نجس نمى شود.
مسألهء127ـ دو چیزى که انسان نمى داند کدام پاک و کدام نجس است اگرچیز پاکى با رطوبت به یکى از آنها برسد, نجس نمى شود, ولى

/ 0 نظر / 3 بازدید