کومش بلاگ
صفحات وبلاگ

نحوی طرح دعوا:

 

Ì   دادخواست :

مطابق ماده 48 ق.آ.د.م. طرح دعوی حقوقی نیاز به تقدیم دادخواست خواهد داشت . دادخواست برگه ی چاپی مخصوصی است که توسط اداره کل تشکیلات و برنامه ریزی قوه قضاییه با شماره فرم مخصوص تهیه شده است که در اختیار واحدهای فروش تمبر محاکم عمومی گذاشته می شود تا در اختیار خواهان دعوا قرار گیرد .دادخواست باید دارای مشخصاتی مطابق ماده 51 ق.آ.د.م. به نحوه ی ذیل باشد

در بند اول -  مشخصات خواهان شامل نام ، نام خانوادگی، نام پدر، سن ، شغل ، و آدرس پستی قید شود

در بند دوم-  مشخصات خوانده دعوا است که بایستی همانند بند اول در دادخواست قید شود.

در بند سوم - مربوط به وکیل یا نماینده قانونی دستگاههای اجرایی دولت است

در بند چهارم - ذکر خواسته یا موضوع دعوا به همراه بهای خواسته قید شود.

در بند پنجم - ذکر دلایل و منضمات دادخواست بطور خلاصه و تیتر وار نوشته شود .

سپس شرح دادخواست است که در آن محتوای خواسته ذکر می شود.

 

بند اول -  خواهان :

خواهان که در بند اول دادخواست می باشد همان شخص اصیل در پرونده است . گاهی پیش می آید که غیر از اصیل مقام دیگری به جای او دادخواست می دهد یا طرح دعوا می کند .

 

نوع اول :  مربوط به صغیر است ، شخص صغیر در صورتی که ولی قهری ( پدر و جد پدر ) باشد در آن صورت ولی قهری دادخواست را طرح می کند و در ستون خواهان اسم ولی قهری نوشته می شود و سپس عبارت به ولایت یا ولایتاً  از صغیر ( مشخصات صغیر کاملاً نوشته می شود ) در همان ستون خواهان نوشته می شود.

 

نوع دوم : گاهی شخص اصیل سفیه یا مجنون یا صغیر است که ولی قهری ندارد که در این صورت در ستون خواهان قیم می تواند عین نوع اول عمل نماید و تنها بجای عبارت به ولایت از عبارت به قیمومت از  شخص محجور را بنویسد

 

نوع سوم : گاهی خواهان شخص حقوقی غیر دولتی است در این صورت در ستون خواهان نام کامل شرکت یا شخص حقوقی قید می شود و سپس عبارت با مدیرعاملی یا با امضای اعضای هیات مدیره در ستون خواهان و ذیل نام شرکت تکمیل می گردد .

نوع چهارم : در صورتی که خواهان دستگاههای اجرایی دولتی باشد ، نام آن مجموعه بطور کامل در ستون خواهان قید گردد و در ستون وکیل و نماینده حقوقی مشخصات امضا کننده دادخواست اعم از مقام مجاز یا نماینده حقوقی قید خواهد شد و دلایل سمت و یا تفویض اختیار در ستون منضمات قید و پیوست دادخواست خواهد شد .

 

نوع پنجم : در صورتی که وکیل رسمی دادگستری به وکالت از خواهان دادخواست طرح و تقدیم می نماید  در این صورت چه وکالت از اصیل داشته باشد و چه ولی قهری و چه قیم و چه شخص حقوقی و چه از دولت باشد در تمامی این صور وکیل نام خواهان را در ستون خواهان می نویسد و نام خود را در قسمت وکیل به همان کیفیتی که در 4 صورت قبلی گفته شد قید نمی نماید .

 

نوع ششم : موقوفه خاص : در این صورت در ستون خواهان نام کامل موقوفه خاص نوشته می شود و در ادامه اگر متولی داشته باشد نام متولی با قید با تولیت نام و تمامی مشخصات متولی در همان ستون نوشته و در ستون نمایندگی نیز مشخصات متولی قید می گردد و امر متولی نداشته باشد و صرفاً دارایی موقوف علیهم باشد و متولی نداشته باشد نام موقوف علیهم به عنوان نماینده موقوفه با قید عبارت با نمایندگی موقوف علیهم پس از ذکر نام موقوفه ذکر می شود و در قسمت نمایندگی نیز عبارت با قید موقوف علیهم تکرار می شود .

 

نوع هفتم : موقوفه عام : از آنجائیکه متولی موقوفات عام اداره اوقاف و امور خیریه می باشد نام موقوفه عام در ستون خواهان ذکر و در ادامه عبارت با تولیت اداره اوقاف و امور خیریه نیز ذکر خواهد شد و در ستون نمایندگی نام مدیر کل اوقاف آن هم با همین قید ذکر خواهد شد .

 

بند دوم - خوانده :  

نوع اول: شخص حقیقی است . در ستون خوانده نام ، نام خانوادگی ، نام پدر ، سن ، شغل و اقامتگاه خوانده صریحاً باید ذکر شود . اقامتگاه خوانده طبق ماده 11 ق.آ.د.م. باید در ستون اقامتگاه صریحاً قید شود تا در دعاوی منقول صلاحیت مرجع رسیدگی کننده ( محلی ) مشخص شود . دادگاه صالح دادگاهی است که خوانده در آن اقامت دارد یا اقامتگاه موقت دارد و یا آخرین محل اقامت او بوده است .

در دعاوی غیر منقول نام خوانده و اقامتگاه واقعی او قید گردیده اما صلاحیت رسیدگی پرونده در دادگاهی است که مال غیر منقول در آن وجود دارد .

 

نوع دوم : شرکت یا ادارات دولتی می باشند زمانیکه دولت به عنوان خوانده محسوب می گردد اصولاً باید دادخواست و ضمایم آن به مدیر مسئول اداره مورد نظر ابلاغ گردد در هر شهرستان یک نماینده حقوقی و در استان نمایندگان حقوقیکه دارای مدرک کارشناسی حقوق و بالاتر از آن می باشند انجام وظیفه می کنند که تمامی پرونده های حقوقی به این اشخاص ارجاع و موجبات دفاع توسط کارشناسان حقوقی فراهم می شود . در جلسات رسیدگی نمایندگان حقوقی حق حضور دارند به شرطی که نامه نمایندگی از طرف بالاترین مقام اداری آن اداره را داشته باشند . ( ماده 32 ق.آ.د.م. دقیقاً در این خصوص حکم نموده است .)

 

نوع سوم : شرکتهای خصوصی می باشند . در صورتیکه شرکتهای خصوصی خوانده دعوی واقع گردند برابر قانون و اساسنامه های شرکت حق پاسخگویی و دفاع در مقابل دعاوی مطروحه با هیات مدیره شرکتهای خصوصی می باشد که این حق را هیات مدیره می تواند به مدیرعامل شرکت واگذار نماید شرکتهای خصوصی دارای  نماینده حقوقی مانند ادارات دولتی نمی باشند و غیر از هیات مدیره و مدیرعامل شخص دیگری حق دفاع و مراجعه را ندارد مگر اینکه هیات مدیره به وکیل رسمی دادگستری اعطای وکالت دهد که در این صورت وکیل به عنوان وکیل شرکت حق مراجعه خواهد داشت . مطابق ماده 76 ق.آ.د.م.دادخواست و ضمایم به مدیر و قائم مقام یا دارنده حق امضا و در صورت عدم امکان به مسئول دفتر شرکت یا موسسه ابلاغ خواهد شد .

 

نوع چهارم :  خواندگان صغیر یا فاقد رشد . مطابق ماده 86 ق.آ.د.م. " در صورتی که خوانده اهلیت نداشته باشد می‌تواند از پاسخ در ماهیت دعوا امتناع کند. "  ولی با توجه به این ماده قانونی همچنان که طرح دعوا به طرفیت صغیر یا سفیه یا مجنون قابل رسیدگی است . دفاع از دعوا ی مذکور توسط ولی قهری یا قیم امکان پذیر است در این صورت ولی و قیم باید دلیل سمت خود را به دادگاه ارائه دهد و از حقوق خوانده دفاع نماید . در اینگونه دعاوی اصولاً قیم یا ولی سفیه یا مجنون به دادگاه خوانده می شوند و در برگه ی دادخواست و اخطاریه نوشته می شود . نام ولی یا قیم پس از عبارت با ولایت یا با قیمومیت از .... سپس نام صغیر یا سفیه یا مجنون نوشته می شود یا ترتیب نگارش بلعکس  هم امکان پذیر می باشد .

 

نوع پنجم : وقف خوانده اگر موقوفه باشد . اگر خوانده دعوی موقوفه باشد متولی موقوفه نماینده موقوفه محسوب می شود و در وقف خاص متولی موقوفه مکلف است جهت دفاع در محاکم حاضر شود . اما در وقف عام مطابق قانون تشکیلات و اختیارات اوقاف و امور خیریه اداره اوقاف و امور خیریه محل وقوف مال نماینده موقوفه محسوب شده و تمامی دادخواست و ضمایم و اخطاریه ها به این اداره ابلاغ و نماینده حقوقی یا وکیل اوقاف حق حضور و دفاع را خواهد داشت . در وقف خاص امکان اینکه موقوف علیهم ( اولاد ذکور ) حق دفاع داشته باشد نیز وجود دارد.

 

بند سوم : وکیل یا نماینده حقوقی :

چنانچه دادخواست توسط وکیل طرح گردد باید مشخصات وکیل در ستون مربوط به دادخواست قید گردد . دادخواستی که توسط وکیل طرح و تقدیم می گردد باید به امضا و مهر وکیل برسد . خواه وکیل از اشخاص حقوقی یا ادارات وکالت داشته باشد ، خواه از  اشخاص حقیقی ، قیم ، ولی قهری .

همچنین به پیوست دادخواست فرم وکالت نامه و قرارداد منعقده فی ما بین وکیل و موکل تقدیم می گردد .

وکالت نامه مذکور بایستی حاوی مشخصات وکیل ،  مشخصات موکل ،  مشخصات طرف دعوا ، موضوع وکالت ، حدود اختیارات وکیل در ماده 35 ق.آ.د.م [1] حق الوکاله و ترتیب آن ، تاریخ ، محل امضای موکل یا وکیل و ... ، می باشد .

چنانچه دادخواست توسط نماینده حقوقی اداره طرح شده باشد اصولاً فرم دادخواست به امضای مقام مجاز دستگاه مربوطه خواهد رسید و دلیل سمت وی هم پیوست می گردد .

 

بند چهارم خواسته یا  بهای خواسته  :

خواسته امری است که خواهان آن را از دادگاه می خواهد که خوانده دعوا  را الزام به آن نماید . اصولاً خلاصه خواسته در ستون مذکور قید می گردد و شرح کامل آن در قسمت متن دادخواست ذکر می گردد . اگر خواسته متفاوت و متعدد باشد دقیقاً برای دادگاه بصورت مجزا در ستون خواسته درج می گردد و از آن جا که هر خواسته ی مالی نیاز به تعیین بهای آن دارد خواهان باید در هر یک از خواسته ها بهای آن را نیز تقدیم نماید . اصولاً بهای خواسته همان ارزش خواسته است . مثال : در ردیف خواسته دادخواستی این گونه نوشته شده است .

  1. تقاضای صدور حکم مبنی بر الزام خوانده به انتقال سند رسمی شش دانگ پ ... بخش .. با حضور در دفتر رسمی ، مقوم به 51000000 ریال  ( صلاحیت دادگاهها از 5 میلیون تومان به بالاست و کمتر از آن در شوراهای حل اختلاف طرح و رسیدگی می گردد ) .

در قانون قدیم به استناد بند 14 ماده 3 قانون وصول ( قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن)  در موارد معین بهای خواسته به مبلغ 2000 ریال تقویم می گردید . ( طبق بخشنامه جدید رئیس قوه قضاییه مبلغ 2000 ریال به 100000 ریال تغییر یافته است ) . و در ادامه نوشته می شود تا جلب نظر کارشناس یا تا تعیین خواسته و در آخر متن دادخواست ذکر می شود

از آنجاییکه تعیین بهای خواسته نیاز به جلب نظر کارشناس دارد تا تعیین بهاء خواسته قیمت خواسته به 100000 ریال تقویم و تمبر الصق و ابطال می گردد . بدیهی است الباقی هزینه دادرسی پس از ارزیابی و نظر قطعی کارشناس و تعیین بهاء خواسته تودیع خواهد شد .

ماده 61 ق.آ.د.م. مقرر داشته بهای خواسته از نظر هزینه دادرسی و امکان تجدید نظر خواهی همان مبلغی است که در دادخواست قید شده است . بهای خواسته در دعاوی مالی مبلغی است که خواهان در دادخواست معین می کنند و خوانده تا اولین جلسه دادرسی نسبت به آن اعتراضی نمی نماید و در خصوص اموال غیر منقول نز همین حکم جاری است . در خصوص اموال منقول بهای خواسته بیشتر ارزش ریالی همان کالا یا اموال است . در صورتیکه خواسته بصورت منافع یا حقوقی است که می بایست در موارد معینی پرداخت می شده حاصل جمع همه این منافع ماهیانه یا موارد مقرر است .

-        اگر بهای خواسته بین اصحاب دعوا اختلاف باشد و اختلاف در مراحل بعدی ( تجدید نظر یا دیوان ) موثر باشد . دادگاه مکلف است قبل از رسیدگی ماهوی به پرونده برای تعیین بهای خواسته نظز کارشناس را جلب کند . (ماده 63 ق.آ.د.م ) . کارشناس قیمت ملک را مشخص نموده و خواهان هزینه دادرسی را بر اساس قیمت کارشناسی تودیع می نماید سپس پرونده شروع به رسیدگی می شود در غیر این صورت با ارسال اخطار رفع نقص و عدم انجام آن از سوی خواهان ، دادخواست رد خواهد شد .

-        در دعاوی مروبط به خلعیت و دعاوی مالی غیر منقول مطابق بند الف قسمت 12 ماده 3 قانون وصول از هزینه دادرسی باید ارزش معاملاتی املاک از اداره دارایی یا مسکن و شهرسازی اخذ و ضمیمه دادخواست گردد . ولی از نظر صلاحیت و ارزش خواسته خواهان می تواند بهای خواسته را بیشتر از قیمت منطقه ای در دادخواست قید نماید . در صورتیکه اخذ قیمت منطقه ای راساً  از طرف خواهان قابل مطالبه نباشد بهای خواسته تعیین می گردد و به میزان 100000 ریال تمبر دادرسی ابطال خواهد شد و دادخواست به شعبه مروبطه ارجاع می شود و خواهان از دفتر شعبه استعلامی از اداره دارایی اخذ و قیمت منطقه ای را مشخص و سپس تمبر دادرسی را تکمیل می نماید. (  ماده 51 ق.آ.د.ک )  . تعهدات و جهاتی که به موجب آن خواهان خود را مستحق مطالبات می داند بطوریکه مقصود واضح و مشخص باشد .در ستون خواسته خواهان ضمن ذکر خواسته مورد مطالبه باید جهت یا علت مطالبه را در ادامه خواسته ذکر نماید به نوعی که برای دادگاه و خوانده دعوا دقیقاً مشخص شود که خواهان وقتی مطالبه مبلغی نموده یا مطالبه انجام فعلی یا انجام فعلی نموده است بابت چه امری بوده و مستند به چه تعهد یا تعهد نامه و یا اسناد عادی و رسمی است در صورتیکه این اقدام توسط خواهان در ستون خواسته قید نگردد دفتر دادگاه اخطار رفع نقص صادر نموده و 10 روز به خواهان فرصت میدهد تا جهت را در دادخواست معین نماید در صورت عدم این اقدام قرار رد  دادخواست  صادر خواهد شد .

 

بند پنجم - دلایل و منضمات  :

وقتی گواهی گواهان نیز یکی از دلایل باشد در ستون دلایل و منضماتقید می شود خواهان مکلف است در ستون دلایل و منضمات با ذکر شماره آنچه که مورد دلیل او است و آنچه که جزء منضمات دادخواست است بصورت خلاصه و تیتروار  در این ستون ذکر شود . اصولاً آنچه که خواهان در متن دادخواست به آن استنا می کند مکلف است این مستندات را به دادخواست ضمیمه کند و هم در ستون دلایل ذکر نماید . دلایل باید به تعداد خواندگان دعوی به اضافه یک نسخه که در پرونده دادگاه ضبط می گردد تهیه می گردد . مدیر دفتر دادگاه همراه با دادخواست تمامی دلایل و ضمایم را نیز برای خوانده ارسال می نماید اگر در این خصوص اشتباهی رخ دهد و خوانده تا اولین جلسه رسیدگی در دادگاه حاضر نشود می تواند تجدید جلسه را از دادگاه برای تهیه مدارک دفاع خواستار گردد .

 

بند ششم متن دادخواست :

اصولاً متن دادخواست بصورت خلاصه نوشته می شود و باید بنحوی نوشته شود که قاضی و طرف دعوا متوجه گردد که خواهان طبق چه دلایلی و برای چه امری و تحت چه خواسته ای طرح دعوا نموده است و در آخر پس از ذکر مستندات و شرح ماوقع آنچه را خواهان از دادگاه می خواهد در سطر آخر قید نماید . ذکر ماده قانونی در متن دادخواست ضرورتی ندارد .

 

بند آخر امضای خواهان و یا اثر انگشت :

اصولاً محل امضای دادخواست مشخص شده است ولی متداول ترین و معقول ترین اقدام بنحوی است که هر جایی که کلام تمام یافت همان جا امضا صورت می پذیرد و در دادخواست نیز بر این اقدام منعی وجود ندارد .  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Ì   دادخواست تجدید نظر :

مطابق ماده 331 ق.آ.د.م :  "  احکام زیر قابل درخواست تجدیدنظر می‌باشد :

‌الف - در دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن از سه میلیون (000 000 3) ریال متجاوز باشد.

ب - کلیه احکام صادره در دعاوی غیرمالی.

ج - حکم راجع به متفرعات دعوا درصورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد.

‌تبصره - احکام مستند به اقرار در دادگاه یا مستند به رأی یک یا چند نفر کارشناس که طرفین کتباً رأی آنان را قاطع دعوا قرار داده باشند قابل‌درخواست تجدیدنظر نیست مگر درخصوص صلاحیت دادگاه یا قاضی صادرکننده رأی. "

در خصوص بند ج ماده فوق مثل دعاوی اجرت المثل ایام تصرف یا دعوی الزام به پرداخت خسارت در دعاوی خلع ید ولو اینکه دعاوی فرعی خواسته ی آن کمتر از 3 میلیون ریال داشته باشد .

یکسری قرارها [2] در دادگاه صادر می شود که اگر اصل دعوی ، قابل درخواست تجدید نظرخواهی باشد ، قرارهای صادره در این پرونده نیز قابل تجدید نظر خواهی است . مانند :

  1. قرار ابطال دادخواست
  2. قرار رد دادخواست
  3. قرار رد دعوی
  4. قرار عدم استماع دعوی
  5. قرار سقوط دعوی
  6. قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوی

 

نحوه تقدیم دادخواست تجدید نظر :

 دادخواست تجدید نظر را طرفین دعوی ، وکلای طرفین یا نمایندگان طرفین دعوی ( با حق تجدید نظر خواهی در برگه وکالت نامه یا نمایندگی )  تقدیم می کنند . اگر دعوی توسط ولی محجور و یا توسط ادارات و یا متولی شرکتهای خصوصی تقدیم کرده باشد و دعوی آنها رد شده باشد همان شرایطی که در دادخواست بدوی رعایت می گردید مورد اعمال است . دادخواست تجدید نظر از حیث شکلی همانند دادخواست بدوی دارای ستونها یی اعم از تجدید نظر خواه ، تجدید نظر خوانده ، وکیل یا نماینده ، تجدید نظر خواسته ، دلایل و منضمات و متن تایپی تشکیل شده است .

در بخش تجدید نظر خواسته برای مثال نوشته می شود : تجدید نظر خواهی نسبت به دادنامه شماره ( شماره 16 رقمی ) مشعر به کلاسه پرونده ( 16 رقمی و 6 رقمی ) اصدارای از دادگاه شعبه اول حقوقی مهدی شهر .

 

برگ دادخواست تجدیدنظر

مشخصات طرفین

نام

نام خانوادگى

نام پدر

شغل

 

محل اقامت

شهر – خیابان -کوچه -  شماره –پلاک

تجدیدنظر خواه

 

 

 

 

 

تجدیدنظر خوانده

 

 

 

 

 

وکیل یا نماینده قانونى

 

 

 

 

 

تجدیدنظر خواسته.

 

دلایل ومنضمات دادخواست

 

 

ریاست محترم دادگاههای تجدید نظر استان " نام شهرستان محل صدور رأی مورد تجدید نظر"

باسلام احتراماً به استحضار می رساند :

اینجانب نسبت به دادنامه صادره شماره      که در تاریخ       از دادگاه عمومی       صادر گردیده و در تاریخ      ابلاغ شده معترض و درخواست رسیدگی      می نمایم رونوشت دادنامه بدوی و لایحه اعتراضیه و      که جمعاً      برگ می باشد به پیوست دادخواست تقدیم است.

 

                                                                                                 محل امضاء – مهر – انگشت

 

 

لازم به توضیح است دادخواست تجدید نظر و لایحه و رای و تمامی منضمات به تعداد تجدید نظر خواندگان به انضمام یک نسخه تقدیم دادگاه صادر کننده رای می گردد .

به ارزش 3% تمبر تجدید نظر خواهی الصاق می گردد که مبنای محاسبه آن از اصل خواسته ، حق الوکاله وکیل ، هزینه های دادرسی و هزینه کارشناسی قابل محاسبه می باشد .

دادگاه به محض وصول ، یک نسخه از دادخواست و منضمات را به تجدید نظر خواه ابلاغ می کند و 10 روز از تاریخ ابلاغ به او فرصت می دهد تا پاسخ لایحه تجدید نظر خواه را در برگهای معمولی نوشته و به شعبه بدوی تقدیم نماید اگر اقدامی ننمود دادگاه بدوی با تشکیل بدل ، اصل پرونده به همراه دادخواست و منضمات تجدید نظر خواهی را به دادگاه تجدید نظر استان ارسال می نماید .

 

 

 

Ì   ورود شخص ثالث :

-        شخص ثالث کسی است که به هیچ عنوان طرف دعوا نیست . ( یعنی نه خواهان و نه خوانده دعوی ) .

-        بلکه شخص ثالث کسی است که یا برای خود مستقلاً حقی قائل باشد و یا خود را در محق شدن یکی از طرفین دعوی ذینفع بداند .

-        وی می تواند تا زمانی که ختم دادرسی اعلام نشده است چه در دعوی بدوی و چه تجدید نظر وارد دعوی شود .

-        دادخواست وارد ثالث به تعداد طرفین دعوی به علاوه یک نسخه تسلیم دادگاه می گردد . ( از حیث ماهیت انجام همچون تهیه نسخ در دادخواست نخسین و تجدید نظر می باشد )

-        در امور کیفری وارد ثالث نداریم .

-        در دادخواست وارد ثالث هر دو طرف پرونده یعنی خواهان و خوانده طرف دعوی وارد ثالث می باشند . بنابراین اسامی و مشخصات کامل آنان در ستون خواندگان تواماً ذکر می گردد .

-        فرم دادخواست همان برگه دادخواست دادگاه عمومی ( دادخواست نخسین ) است .

-        در صورتیکه وارد ثالث مدعی حقی برای خود باشد در ستون خواسته ( برای مثال : وارد ثالث  ج – خواهان الف – خوانده ب  می باشند )  طی دادخواست ذیل اینگونه نوشته می شود .

 

برگ دادخواست به دادگاه عمومی

مشخصات طرفین

نام

نام خانوادگى

نام پدر

شغل

 

محل اقامت

شهر – خیابان -کوچه -  شماره –پلاک

خواهان

ج

 

 

 

 

خوانده

الف

ب

 

 

 

 

وکیل یا نماینده قانونى

 

 

 

 

 

تعیین خواسته وبهای آن

ورود ثالث در پرونده کلاسه 900607 مطروح در شعبه اول دادگاه عمومی سمنان ، موضوع دعوی خواندگان وارد ثالث مبنی بر تقاضای خلع ید شخص ب از پلاک ثبتی 18/2025 بخش 1 سمنان و در ثانی تقاضای ابطال مبایع نامه عادی مورخ 20/1/91 بر اساس جعلیت امضای بنده ذیل آن موضوع استناد شخص الف

دلایل ومنضمات دادخواست

 

 

 

 

 

 

                                                                                              محل امضاء – مهر – انگشت  

 

-        در صورتیکه وارد ثالث مدعی حقی برای خواهان یا خوانده باشد برای مثال در بند خواسته اینگونه می نویسد : ورود ثالث در پرونده کلاسه 900607 مطروح در شعبه اول دادگاه عمومی سمنان موضوع دعوی آقایان الف و ب مبنی بر تقاضای ابطال مبایع نامه عادی در مورخ 20/1/91 بر اساس جعلیت بند ذیل آن موضوع استناد خواهان آقای الف  و رد دعوی مشاالیه .

 

Ì   دادخواست  جلب ثالث :

  1. دادخواست باید تا پس از 3 روز از اولین جلسه دادرسی به همان شعبه رسیدگی کننده به پرونده اصلی تقدیم گردد .
  2. دادخواست به تعداد طرفین پرونده و مجلوب ثالث به انضمام یک نسخه تهیه گردد .
  3. شخص ثالث در مقام خوانده می باشد یعنی از آن پس خوانده محسوب می گردد .

مثال :

صادر کننده چک و خوانده دعوی آقای الف

دارنده اولیه چک آقای ب

برگشت زننده ی چک و خواهان دعوی آقای ج

 

برگ دادخواست به دادگاه عمومی

مشخصات طرفین

نام

نام خانودگی

نام پدر

شغل

محل اقامتگاه

شهر –خیابان – شماره – پلاک

خواهان

الف . صادرکننده چک و خوانده دعوی

 

 

 

 

خوانده

ج . خواهان اصلی

ب. مجلوب ثالث

 

 

 

 

وکیل یا نماینده قانونی

 

 

 

 

 

تعیین خواسته و بهای آن

تقاضای جلب ثالث ( مشخصات ب ) به دادرسی جهت رسیدگی موضوع پرونده کلاسه پرونده ... مطروح در شعبه اول حقوقی سمنان دائر بر اثبات امانی بودن لاشه چک ... و استرداد لاشه چک مذکور

دلایل و منضمات خواسته

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Ìدعوی متقابل

دادخواست متقابل تا پایان اولین جلسه دادرسی تقدیم می شود . در دادخواست متقابل خوانده دعوی اصلی جای خود را با خواهان دعوی اصلی عوض می کند . یعنی در برگه دادخواست نخسین خواند هی دعوی اصلی در ستون خواهان و خواهان اصلی را در بند مربوط به خواند در دادخواست مذکوز ذکر می کند .

 

برگ دادخواست به دادگاه عمومی

مشخصات طرفین

نام

نام خانودگی

نام پدر

شغل

محل اقامتگاه

شهر –خیابان – شماره – پلاک

خواهان

مشخصات اصلی خوانده اصلی

 

 

 

 

خوانده

مشخصات خواهان اصلی

 

 

 

 

وکیل یا نماینده قانونی

 

 

 

 

 

تعیین خواسته و بهای آن

دعوی تقابل رد پرونده کلاسه شماره .. مطورحه در شعبه ... دادگاه عمومی شهرستان .... و طرح خواسته اصلی به انضمام کلیه خسارات قانونی

دلایل و منضمات خواسته

تصویر مصدق . هر مدرک مورد نیاز در قبال دعوی مطروحه

ریاست محترم شعبه   ...... دادگاه عمومی شهرستان " نام شهرستان محل طرح پرونده اصلی "

با سلام ؛ احتراماً به عنوان دادخواست تقابل به استحضار میرساند :

اینجانب به نشانی مذکور شرح خواسته و دعوی اصلی نظر به اینکه حسب اطلاع و اقدام خواهان اصلی در پرونده کلاسه ..... مطروحه در آن شعبه محترم ذکر شرح ماجرا و دلایل عدم استحقاق خواهان اصلی فلذا با تقدیم دادخواست تقابل در موعد قانونی و با شرح خواسته دعوی تقابل و طرح ادعای متقابل آن مستنداً به مواد 141 ق.آ.د.م و  ماده ...... ق.م. ضمن صدور حکم بر بطلان دعوی اصلی اصدار حکم بر ذکر دعوی متقابل به انضمام جمیع خسارات و هزینه دادرسی مورد استدعاست .

 

محل امضا – مهر – انگشت

 

 

شماره و تاریخ ثبت دادخواست

شماره

تاریخ

شعبه                      دادگاه عمومی                        رسیدگی فرمائید 

نام ونام خانوادگی مقام ارجاع کننده:

تاریخ       /      /                                   امضاء

 چاپ روزنامه رسمی کشور                                                                                          فرم شماره 1296/2201/54  دفتر طرح وبرنامه ریزی

 

 

 

 

Ì     فرجام خواهی

فرجام خواهی که مقام رسیدگی کننده آن دیوان عالی کشور می باشد با تقدیم دادخواست به دادگاه صادر کننده ی رای موضوع فرجام به عمل می آید .

دادخواست فرجام خواهی در دفتر دادگاه صادرکننده ثبت و یک نسخه از دادخواست به طرف دعوی ابلاغ تا ظرف20 روز بطور کتبی پاسخ دهد . پس از وصول پاسخ یا انقضای 20 روز پرونده به دیوان عالی ارسال می گردد .

دادخواست فرجام خواهی در 2 نسخه و اگر فرجام خوانده بیشتر از یک نفر باشد به تعداد فرجام خواندگان به انضمام یک نسخه تهیه م تسلیم می گردد .

مواد قانونی فرجامخواهی عبارتند از  : مواد 367 و 368 آ.د.م.

 

برگ دادخواست فرجامخواهی

مشخصات طرفین

نام

نام خانوادگى

نام پدر

شغل

 

محل اقامت

شهر – خیابان -کوچه -  شماره –پلاک

فرجام خواه

 

 

 

 

 

فرجام خوانده

 

 

 

 

 

وکیل یا نماینده قانونى

 

 

 

 

 

فرجام خواسته.

 

دلایل ومنضمات دادخواست

 

ریاست محترم دادگاههای دیوان عالی کشور

 

باسلام احتراماً به استحضار می رساند :

اینجانب نسبت به دادنامه صادره شماره      که در تاریخ       از دادگاه عمومی       صادر گردیده و در تاریخ      ابلاغ شده فرجام خواهی و درخواست رسیدگی      می نمایم رونوشت دادنامه بدوی و لایحه فرجام خواهی و وکالتنامه که جمعاً       برگ می باشد به پیوست دادخواست تقدیم است.

 

                                                                                                 محل امضاء – مهر – انگشت

 

 

 

Ì   اعاده دادرسی :

هر چند در بعضی از مواد مربوط به اعاده دادرسی ملاحظه می گردد ، درخواست قید شده است .  لیکن منظور همان دادخواست بدوی است که به آخرین دادگاه قطعی کننده رای تسلیم می شود . ماده 433 

دادخواست اعاده دادرسی در همان فرم دادخواست نخسین است یعنی در ستون خواهان ، خوانده  ، وکیل همان شرایط دادخواست نخسین قید میگردد

در ستون خواسته قید می گردد تقاضای اعاده دادرسی نسبت به دادنامه ی ... اصداری از شعبه ... تجدید نظر استان ... به جهات بندهای 4 و 5 ماده 426 ق.آ.د.م

 

Ì   اعتراض به شخص ثالث :  ماده 417 آ.د.م.

اگر در مورد دعوایی رای صادر شود که به حقوق شخص ثالث خللی وارد شود و این شخص ثالث اصلاً در دادرسی دعی اصلی دخالتی نداشته باشد ، می توانند نسبت به آن رای اعتراض نماید .

دادخواست اعتراض ثالث در همان فرم نخسین نوشته می شود و بر علیه محکوم له و محکوم علیه رای مورد اعتراض است . اصولاً اعتراض شخص ثالث قبلی از اجرای حکم است و بعد از اجرای حکم در صورتی ثابت شود حقوق شخص ثالث ساقط شده است ، مورد پذیرش است . اعتراض به دادگاه تقدیم می شود که رای قطعی معترض عنه را صادر کرده است .

 

 

 

اگر یک مقصر، بیگناه دانسته شود بهتر از این است که یک بیگناه، محکوم گردد.

((مثل فرانسوی)) 

پایان



[1] ‌ماده 35 - وکالت در دادگاهها شامل تمام اختیارات راجع به امر دادرسی است جز آنچه را که موکل استثناء کرده یا توکیل در آن خلاف شرع باشد،‌لیکن در امور زیر باید اختیارات وکیل در وکالت‌نامه تصریح شود:

1 - وکالت راجع به اعتراض به رأی، تجدیدنظر، فرجام‌خواهی و اعاده دادرسی.

2 - وکالت در مصالحه و سازش.

3 - وکالت در ادعای جعل یا انکار و تردید نسبت به سند طرف و استرداد سند.

4 - وکالت در تعیین جاعل.

5 - وکالت در ارجاع دعوا به‌داوری و تعیین داور.

6 - وکالت در توکیل.

7 - وکالت در تعیین مصدق و کارشناس.

8 - وکالت در دعوای خسارت.

9 - وکالت در استرداد دادخواست یا دعوا.

10 - وکالت در جلب شخص ثالث و دفاع از دعوای ثالث.

11 - وکالت در ورود شخص ثالث و دفاع از دعوای ورود ثالث.

12 - وکالت در دعوای متقابل و دفاع درقبال آن.

13 - وکالت در ادعای اعسار.

14 - وکالت در قبول یا رد سوگند.

‌تبصره 1 - اشاره به شماره‌های یادشده دراین ماده بدون ذکر موضوع آن، تصریح محسوب نمی‌شود.

‌تبصره 2 - سوگند ، شهادت ، اقرار ، لعان و ایلاء قابل توکیل نمی‌باشد.

[2] چنانچه رأی دادگاه راجع به ماهیت دعوی و قاطع آن بطور جزیی یا کلی باشد، حکم، و در غیر اینصورت قرار نامیده می شود.

مجید معتمدی نیا
من زرع اکسل حصد الفقر هر کسی تنبلی پیشه کند عاقبتش به فقر دچار می شود .
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :






ساعت فلش



ساعت فلش