کومش بلاگ
صفحات وبلاگ

 

این دعا را امیر المؤمنین علی (ع) به محرم اسرارشان جناب کمیل تعلیم فرمودند

 

خدایا از تو درخواست میکنم به آن رحمت بی انتهایت که همه موجودات را فراگرفته است،و بتوانایی بیحدت که بر هر چیز مسلط و قاهر است و همه اشیاء خاضع و مطیع اوست و تمام عزتها در مقابلش ذلیل و زبون است، و به مقام جبروت و بزرگیت که همه قدرتها برابر او مغلوب است، و به عزت و اقتدارت که هر مقتدری از مقاومتش عاجز است، و به عظمت و بزرگیت که سراسر عالم را مشحون کرده است، و به سلطنت و پادشاهیت که بر تمام قوای عالم برتری دارد، و بذات پاکت که پس از فنای همه موجودات باقی ابدی است، و بنامهای مبارکت که در همه ارکان عالم هستی تجلی کرده است، و به علم ازلیت که بر تمام موجودات محیط است، و به نور تجلی ذاتت که همه عالم را روشن ساخته است.

 

ای نور حقیقی و ای منزه از توصیف ای پیش از همه سلسله و بعد از همه موجودات پسین.

 

خدایا ببخش آن گناهانی را که پرده عصمتم را می درد.

خدایا ببخش آن گناهانی را که بر من کیفر عذاب نازل می کند.

خدایا ببخش آن گناهانی را که در نعمتت را به روی من می بندد.

خدایا ببخش آن گناهانی را که مانع قبول دعاهایم می شود.

خدایا ببخش آن گناهانی را که بر من بلا می فرستد.

خدایا هر گناهی که مرتکب شده ام و هر خطایی از من سر زده همه را ببخش.

 

ای خدا من به یاد تو بسوی تو تقرب می جویم و تو را سوی تو شفیع می آورم و از درگاه جود و کرمت مسئلت می کنم که مرا به مقام قرب خود نزدیک سازی و شکر و سپاست را به من بیاموزی و ذکر و توجه حضرتت را بر من الهام کنی.

 

خدایا از تو مسئلت می کنم با سؤالی از روی خضوع و ذلت و خشوع و مسکنت، که کار بر من آسان گیری و به حالم ترحم کنی و مرا به قسمت مقدر خود خوشنود و قانع سازی و در هر حال مرا متواضع گردانی.

 

خدایا من از تو مانند سائلی در خواست می کنم که در شدت فقر و بیچارگی باشد و تنها به درگاه تو در سختیهای عالم عرض حاجت کند و شوق و رغبتش به نعم ابدی که حضور توست باشد.

 

ای خدا پادشاهی تو بسیار با عظمت است و مقامت بسی بلند است و مکر و تدبیرت در امور پنهان است و فرمانت در جهان هویداست و قهرت بر همه غالب است و قدرتت در همه عالم نافذ است و کسی از قلمرو حکمت فرار نتواند کرد.

 

خدایا من کسی که گناهانم ببخشد و بر اعمال زشتم پرده پوشد و کارهای بدم (از لطف و کرم) به کار نیک بدل کند جز تو کسی نمی یابم (که خدا این تواند).

 

خدائی جز تو نیست ای ذات پاک و منزه و به حمد تو مشغولم ستم نمودم به خودم و دلیری کردم به نادانی خود و خاطرم آسوده به این بود که همیشه مرا یاد کردی و بر من لطف و احسان فرمودی.

 

ای خدا ای مولای من چه بسیار کارهای زشتم مستور کردی و چه بسیار بلاهای سخت از من بگردانیدی و چه بسیار از لغزشها که مرا نگاه داشتی و چه بسیار ناپسندها که از من دور کردی و چه بسیار ثنای نیکو که من لایق آن نبودم و تو از من بر زبانها منتشر ساختی.

 

ای خدا غمی بزرگ در دل دارم و حالی بسیار ناخوش و اعمالی نارسا و زنجیرهای علایق مرا در بند کشیده و آرزوهای دور و دراز دنیوی از هر سودی مرا باز داشته و دنیا به خدعه و غرور و نفس به جنایت مرا فریب داده است.

 

ای خدای بزرگ و سید من به عزت و جلالت قسم که عمل بد و افعال زشت من دعای مرا از اجابتت منع نکند و به قبایح پنهانم که تنها تو بر آن آگاهی مرا مفتضح و رسوا نگردانی و بر آنچه از اعمال بد و ناشایسته در خلوت بجا آورده ام و تقصیر و نادانی و کثرت اعمال غفلت و شهوت که کرده ام (کرم کن و) زودم به عقوبت مگیر.

 

ای خدا به عزت و جلالت سوگند که با من در همه حال رأفت و رحمت فرما و در جمیع امور مهربانی کن.

 

ای خدا ای پروردگار جز تو من که را دارم تا از او درخواست کنم که غم و رنجم را برطرف سازد و به مآلم از لطف توجه کند.

 

ای خدا ای مولای من تو بر من حکم و دستوری مقرر فرمودی و من در آن به نافرمانی پیرو هوای نفس گردیدم و خود را از وسوسه دشمن (نفس و شیطان) که معصیتها را در نظرم جلوه گر ساخته و فریبم داد خود را حفظ نکردم و قضای آسمانی نیز مساعدت کرد، تا آنکه من در این رفتار از بعض حدود و احکامت قدم بیرون نهادم و در بعضی اوامرت راه مخالفت پیمودم.

 

حال در تمام این امور تو را ستایش می کنم و مرا در آنچه رفته است بر تو هیچ حجتی نخواهد بود با آنکه در او قضای تو بوده و حکم (تکوینی) و امتحان و آزمایش تو مرا بر آن ملزم ساخته و با این حال بار خدایا به درگاهت پس از تقصیر و ستم بر نفس خود باز آمده ام با عذر خواهی و پشیمانی و شکسته دلی و تقاضای عفو و آمرزش و توبه و زاری و تصدیق و اعتراف بر گناه خود نه از آنچه کردم مفری دارم و نه جایی که برای اصلاح کارم بدانجا روی کنم و پناه برم مگر آنکه تو باز عذرم بپذیری و مرا در پناه رحمت بی منتهایت داخل کنی.

 

ای خدا عذرم بپذیر و بر این حال پریشانم ترحم فرما و از بند سخت گناهانم رهایی بخش.

 

ای پروردگار من بر تن ضعیف و پوست رقیق و استخوان بی طاقتم ترحم کن.

 

ای خدائی که در اول به خلعت وجودم سرافراز کردی و به لطف یاد فرمودی و به تربیت و نیکی پرورش دادی و بغذا عنایت داشتی اینک بهمان سابقه کرم و احسانی که از این پیش با من بودت بر من ببخش.

 

ای خدای من ای سید و مولای من آیا باور کنم که مرا در آتش می سوزانی با وجود آنکه به توحید و یکتائیت گرویدم و با آنکه دلم به نور معرفتت روشن گردید و زبانم به ذکرت گویا شد و در باطنم عقد محبت استوار گردید و بعد از آنکه از روی صدق و خضوع و مسکنت به مقام ربوبیتت اعتراف کردم.

 

بسیار دور است که تو کریمتری از اینکه از نظر بیاندازی کسی را که پرورش داده ای آن را یا آنکه دور کنی کسی را که نزد خود کشیده. یا برانی آنکه را که به او جا داده ای یا بسپاری بسوی بلاء آنکه را که به او کفایت کرده ای و رحم نموده ای

و ای کاش ای خدای من و سید و مولای من بدانستمی که تو آتش قهرت را مسلط می کنی بر آن رخسارها که در پیشگاه عظمتت سر به سجده عبودیت نهاده اند. یا بر آن زبانها که از روی حقیقت و راستی ناطق به توحید تو و گویا به حمد و سپاس تواند. یا بر آن دلها که از روی صدق و یقین به خدائی تو معترفند یا بر آن جانها که از علم و معرفت در پیشگاه جلالت خاضع و خاشعند. یا بر آن اعضایی که مشتاقانه به مکانهای عبادت و جایگاه طاعتت می شتابند و به اعتقاد کامل از درگاه کرمت آمرزش می طلبند و هیچکس به تو این گمان نمی برد و چنین خبری از تو ای خدای با فضل و کرم به ما بندگان نرسیده

در صورتی که تو خود بی طاقتیم را بر اندک رنج و عذاب دنیا و آلامش می دانی و آنچه جاری شود در آن از بد آمدنی های آن بر اهل آن با آنکه رنج و الم دنیا اندک است و زمانش کم است و دوامش ناچیز است و مدتش کوتاه است.

 

پس من چگونه طاقت آرم و عذاب عالم آخرت و آلام سخت آن عالم را تحمل کنم و حال آنکه مدت آن عذاب طولانی است و زیست در آن همیشگی است و هیچ بر اهل عذاب در آنجا تخفیفی نیست. چندان که آن عذاب تنها از قهر و غضب و انتقام توست که هیچکس از اهل آسمان و زمین تاب و طاقت آن ندارد.

 

ای سید من پس من بنده ناتوان ذلیل و حقیر و فقیر و دور مانده تو چگونه تاب آن عذاب دارم.

 

ای خدای من ای پروردگار من و سید و مولای من از کدامین سختیهای امورم بسویت شکایت کنم و از کدام یک به درگاهت بنالم و گریه کنم از دردناکی عذاب آخرت بنالم یا از طول مدت آن بلای سخت زاری کنم. پس تو مرا با دشمنانت اگر به انواع عقوبت معذب گردانی و با اهل عذابت همراه کنی و از جمع دوستان و خاصانت جدا سازی. در آن حال گیرم که بر آتش عذاب تو ای خدای من و سید و مولای من و پروردگار من صبوری کنم چگونه بر فراق تو صبر توانم کرد. و گیرم آنکه بر حرارت آتشت شکیبا باشم چگونه چشم از لطف و کرمت توانم پوشید. یا چگونه در آتش دوزخ آرام گیرم با این امیدواری که به عفو و رحمت بی منتهایت دارم.

 

باری به عزتت ای سید و مولای من به راستی سوگند می خورم که اگر مرا با زبان گویا (به دوزخ) گذاری من در میان اهل آتش مانند دادخواهان ناله همی کنم و بسی فریاد می زنم بسویت مانند شیون گریه کنندگان و بنالم به آستانت مانند عزیز گم کردگان و به صدای بلند تو را می خوانم که ای یاور اهل ایمان و ای منتهای آرزوی عارفان و ای فریادرس فریاد خواهان و ای دوست دلهای راستگویان و ای یکتا خدای عالمیان. آیا درباره تو ای خدای پاک و منزه و ستوده صفات گمان می توان کرد که بشنوی در آتش فریاد بنده مسلمی را که به نافرمانی در دوزخ زندانی شده و سختی عذابت را به کیفر گناه می چشد و میان طبقات جهنم به جرم و عصیان محبوس گردیده و ضجه و ناله اش با چشم انتظار و امیدواری به رحمت بی منتهایت بسوی تو بلند است و به زبان اهل توحید تو را می خواند و به ربوبیتت متوسل می شود.

 

باز چگونه در آتش عذاب خواهد ماند در صورتی که به سابقه حلم نامنتهایت چشم دارد. یا چگونه آتش به او الم رساند و حال آنکه به فضل و کرمت امیدوار است. یا چگونه شراره های آتش او را بسوزاند با آنکه تو خدای کریم ناله اش را می شنوی و می بینی مکانش را. یا چگونه شعله های دوزخ بر او احاطه کند با آنکه ضعف و بی طاقتیش را می دانی. یا چگونه به خود بپیچد و مضطرب بماند در طبقات آتش با آنکه تو به صدق (دعای) او آگاهی. یا چگونه مأموران دوزخ او را زجر کنند با آنکه به صدای یا رب یا رب تو را می خواند. یا چگونه به فضل تو امید آزادی از آتش دوزخ داشته باشد و تو او را به دوزخ واگذاری.

 

هیهات که هرگز چنین معروف نباشد و این گمان نرود و به رفتار با بندگان موحدت که همه احسان و عطا بوده این معامله شباهت ندارد.

 

پس من به یقین قاطع می دانم که اگر تو بر منکران خداییت حکم به آتش قهر خود نکرده و فرمان همیشگی عذاب دوزخ را به معاندان نداده بودی، محققا تمام آتش دوزخ را سرد و سالم می کردی و هیچکس را در آتش جای و منزل نمی دادی.

 

ولیکن تو ای خدا نامهای مبارکت مقدس است و قسم یاد کرده ای که دوزخ را از جمیع کافران جن و انس پر گردانی و مخلد سازی معاندان را در آن عذاب، و تو را ستایش بی حد سزاست که با وجود آنکه خویش را ثنا گفتی و بهمه انعام نمودی در کتاب خود فرمودی آیا (در آخرت) اهل ایمان با فاسقان یکسانند هرگز یکسان نیستند.

 

ای خدای من و سید من از تو درخواست می کنم به مقام قدر (و آن قدرت ازلی) که مقدرات عالم بدان کردی و به مقام قضای مبرم که بر هر که فرستادی غالب و قاهر شدی، که مرا ببخشی و در گذری در همین شب و همین ساعت هر جرمی و هر گناهی که کرده ام، و هر کار زشتی پنهان داشته ام و هر عملی (مستور و عیان) آشکار یا پنهان به جهالت مرتکب شده ام، و هر بد کاری که فرشتگان عالم پاک را مأمور نگارش آن نموده ای که آن فرشتگان را به حفظ هر چه کرده ام موکل ساختی، و شاهد اعمالم با جوارح و اعضای من گردانیدی و فوق آن فرشتگان تو خود مراقب من، و شاهد و ناظر بر آن اعمال من که از فرشتگان هم به فضل و رحمتت پنهان داشته ای همه را ببخشی، و نیز درخواست می کنم که مرا حظ وافر بخشی از هر خیری که می فرستی و هر احسانی که می افزایی، و هر نیکویی که منتشر می سازی و هر رزق و روزی که وسیع می گردانی و هر گنه که می بخشی و هر خطا که بر آن پرده می کشی.

 

ای رب من، ای رب من، ای رب من.

 

ای خدای من ای سید و مولای من ای کسی که زمام اختیارم به دست اوست.

 

ای واقف از حال زار و ناتوانم ای آگه از بینوایی و وضع پریشانم ای آگاه به احتیاجم و بی چیزیم.

 

ای رب من، ای رب من، ای رب من.

 

از تو درخواست می کنم به حق حقیقتت و به ذات مقدست و بزرگترین صفات و اسماء مبارکت، که اوقات مرا در شب و روز به یاد خود معمور گردانی و پیوسته به خدمت بندگیت بگذرانی و اعمالم را مقبول حضرتت فرمایی تا کردار و گفتارم همه یک جهت و خالص برای تو باشد و احوالم تا ابد به خدمت و طاعتت مصروف گردد.

 

ای سید من ای کسی که تمام اعتماد و توکلم بر اوست و شکایت از احوال پریشانم به حضرت اوست ای رب من. . .

 

 )لطفی کن) و به اعضا و جوارحم در مقام بندگیت قوت بخش و دلم را عزم ثابت ده، و ارکان وجودم را به خوف و خشیت سخت بنیان ساز و پیوسته به خدمت در حضرتت بدار تا آنکه من در میدان طاعتت بر همه پیشینیان سبقت گیرم و از همه شتابندگان به درگاهت زودتر آیم، و عاشقانه با مشتاقانت به مقام قرب حضرتت بشتابم و مانند اهل خلوص به تو نزدیک گردم، و بترسم از تو مانند ترسیدن یقین کنندگان و با اهل ایمان در جوار رحمتت همنشین باشم.

 

خدایا و هر که با من بد اندیشد تو مجازاتش کن و هر که مکر ورزد به کیفرش برسان، و مرا بلطف و رحمتت نصیب بهترین بندگانت عطا کن و مقام مقربترین، و مخصوصترین خاصان حضرتت کرامت فرما که هیچکس جز به فضل و رحمتت این مقام نخواهد یافت و باز جود و بخشش بی عوضت از من دریغ مدار.

 

بزرگی و مهربانی کن و مرا به رحمت واسعه ات از شر دو عالم محفوظ بدار، و زبانم را به ذکر خود گویا ساز و دلم را از عشق و محبت بی تاب گردان، و بر من منت گذار و دعایم مستجاب فرما و از لغزشم بگذر و خطایم ببخش که تو خود به بندگان از لطف دستور عبادت دادی و امر به دعا فرمودی و اجابت را ضمانت کردی.

 

اینک من به دعا رو بسوی تو آوردم و دست حاجت به درگاه تو دراز کردم. پس به عزت و جلالت قسم که دعایم مستجاب گردان و مرا به آرزویم (که وصال توست) برسان و امیدم را به فضل و کرمت ناامید مگردان و از شر دشمنانم از جن و انس کفایت فرما.

 

ای که از بندگانت بسیار زود راضی میشوی. ببخش بر بنده ای که بجز دعا و تضرع بدرگاهت مالک چیزی نیست، که تو هر چه بخواهی میکنی.

 

ای که نامت دوای دردمندان و یادت شفای بیماران است و طاعتت بی نیازی از هر چه در جهان. ترحم کن به کسی که سرمایه اش امید به توست و اسلحه اش گریه است.

 

ای بخشنده کاملترین نعمت. ای دفع کننده هر بلاء و مصیبت. ای نور دلهای وحشت زده در ظلمات (فراق). ای دانای علم ازل تا ابد بی آموختن.

 

درود فرست بر محمد (ص) و آل محمد (ع) و با من آن کن که لایق حضرت توست، و درود و رحمت خدا بر رسول گرامیش و امامان با برکات از اهل بیتش و سلام و تحیت بسیار بر آن بزرگواران باد.

***************************************************

 

مجید معتمدی نیا
من زرع اکسل حصد الفقر هر کسی تنبلی پیشه کند عاقبتش به فقر دچار می شود .
کدهای اضافی کاربر :






ساعت فلش



ساعت فلش